تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٩ | ۱:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم شاهسونی | نظرات ()

دلا !تا کی در این زندان فریب این و آن بینی

                                              یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

سلام

از شعر بالایی نخندین چون همین جوری  از داخل کتاب ادبیات نوشتم

خوب بگذریم اومدم بعد از کلی وقت خونه تکونی کردم

فهلا . بای



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٤ | ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم شاهسونی | نظرات ()
































































تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢۳ | ٤:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم شاهسونی | نظرات ()

مشتی خاکم. سبک و آزاد و بی تعلق. نامی ندارم و کسی مرا نمی شناسد

با باد سفر می کنم. گاهی در باغچه ای کوچک اقامت می کنم تا به ریشه ای کمکی کنم

و غذای گیاهی کوچک را به او برسانم و

گاهی به بیابان می روم تا خلوتی کنم

و از خورشید، سکوت و سوختن بیاموزم

 

بسیاری اوقات اما خاک پای عابرانم

خاک پای هر کودک و هر پیر و هر جوان

 

 

 

 

سال ها پیش اما تندیسی مغرور بودم با چشم هایی از عقیق،

تراشیده و بالابلند

 

 

زندانی دیوار و سقف و مردم

فریفته ی پیشکش و قربانی و دست هایی که به من التماس می کرد

مردم خود مرا از کوه جدا کردند و تراشیدند و آوردند و بعد خود به پایم افتادند

 

 


هیچ کس به قدر من ناتوان نبود

آنها اما از من می خواستند که زمین را حاصلخیز کنم

آسمان را پرباران

می خواستند که گوسفندشان را شیرافشان کنم و چشمه ها را جوشان

من اما هرگز نه چشمه ای را جوشان کردم و نه گوسفندی را شیرافشان

و نه هرگز زمین و آسمان را حاصلخیز و پرباران

 


ستایش مردم اما فریبم داد

لذت تمجید، خون سیاهی بود که در تن سنگی ام جاری می شد

هیچ کس نمی داند که هر بتی آرام آرام بت می شود

بتان در آغاز به خود و به خیال دیگران می خندند

اما رفته رفته باور می کنند که برترند

من نیز باور کرده بودم

تا آن روز که آن جوان برومند به بتخانه آمد

پیشتر هم او را دیده بودم

نامش ابراهیم بود و هر بار از آمدنش لرزه بر اندامم افتاده بود

حضورش حقارتم را به رخ می کشید

 

 

دیگران که بودند حقارت خویش را تاب می آوردم

آن روز اما با هیچ کس نبود

بتخانه خالی بود از مردم

تنها او بود و تبری بر دوش


ترسان بودم و توان ایستادم نداشتم

 


ابراهیم نزدیکم آمد و گفت

وای بر تو، مگر تو آن کوه نبودی که مدام تسبیح خدا می گفتی؟

مگر ذره ذره خاک تو نبود که از صبح تا غروب یا سبوح و یاقدوس می گفت؟

تو بزرگ بودی، چون خدا را به بزرگی یاد می کردی

 

 

 

 

چه شد که این همه کوچکی را به جان خریدی؟

چه شد که میان خدا وبندگانش، ایستادی؟

چه شد که در برابر یگانگی خداوند قد علم کردی؟

چه چیز تو را این همه در کفرت پابرجا و مصمم کرده است؟

چرا مجال دادی که مردم تو را بفریبند و تو مردم را؟

وای بر تو و وای بر هر آفریده ای که با آفریدگار خود خیال برابری کند

 


و آن گاه تبرش را بالا برد اما هرگز آن را بر من فرود نیاورد

من خود از شرم فرو ریختم؛

غرورم شکست و کفری که در من پیچیده بود، تکه تکه شد

ابراهیم گفت: شکستن ابتدای توبه است و توبه ابتدای ایمان
و من توبه کردم

و بار دیگر ایمان آوردم به خدایی که پاک است و شریکی ندارد
ابراهیم گفت: تو امروز شکستی، ای بت

اما مردم هرگز از پرستش بتان دست برنخواهند دشت

مردم می توانند از هر چیزی بتی بسازند، و

اگر چوبی نباشد که آن را بتراشند و اگر سنگی نباشد که به پایش بیفتند

خیال خود را خواهند تراشید و به پای خود خواهند افتاد و خود را خواهند پرستید

 


و وای که پرستیدن هر چیز بهتر از پرستیدن خویش است
ابراهیم گفت: این مردم، خدا را کوچک دوست دارند؛

کوچک تر از خویش

خدایی یافتنی، خدایی ملموس و دیدنی

خدایی که بتوان بر آن خدایی کرد
 

 

اما خدایی که مثل هیچ کس و هیچ چیز نیس

خدایی که همه جا هست و هیچ جا نیست

خدایی که نه دست کسی به آن می رسد و نه در ذهن کسی می گنجد

خدایی دشوار است؛ و این مردم خدای آسان را دوست دارند


گفتم: ای ابراهیم! مرا شکستی و رهانیدی

از آن خدای سهل ساختگی،

حالا تنها مشتی خاکم در برابر دشواری خدا چه کنم؟

 

ابراهیم گفت: تو خاکی مومنی و از این پس آموزگار مردم

شهر به شهر و کوه به کوه و دشت به دشت برو

به یاد این مردم بیاور که از خاکند و خاک را جز فروتنی، سزاوار نیست

و اگر روزی کسی به قصه ات گوش داد

برایش بگو که چگونه ستایش مردم

مغرورت کرد و چگونه غرور، مشتی خاک را بدل به بت می کند

 

من گریستم و دست های ابراهیم خیس اشک شد

او مشتی از خاکم رابه آب داد و مشتی را به باد و مشتی را در رهگذار مردم ریخت

 

 

===

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید

 


نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی

بلکه برای اینکه ببینی

برای چه کسانی اهمیت داری...... که این دیوار را بشکنند



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢۱ | ٢:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم شاهسونی | نظرات ()

مــاه نــو! در پـی تفسیــر نویـی از رمضـــانـم
روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


حلول ماه مبارک رمضان، ماه عبادتهای عاشقانه، نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را بر همه مسلمانان جهان، بویژه ایرانیان و بخصوص شما اعضای گرانقدر پرشین استار تبریک عرض می نماییم.

امید است در این ماه توفیق عبادت و خودسازی را از دست ندهیم و این شایستگی را داشته باشیم تا خداوند ما را به نیک اندیشی و وارستگی رهنمون گرداند. انشاالله !

امروز دوشنبه 10 مرداد 1390 مطابق با اولین روز از ماه رمضان 1432 (طبق تقویم رسمی کشور) است. در توصیف این ماه عزیز آمده است که، ماه رمضان نهمین ماه از ماه های قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از نظر اصطلاحی از ریشه (رمض) و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه رمضان نامیده شد. ولی از سوی دیگر، رمضان از اسماء الهی نیز می باشد. این ماه، ماه نزول قرآن و ماه خداوند است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود و عبادت در یکی از شب‌های آن (شب قدر) بهتر از عبادت هزار ماه است. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده اند : ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است، ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است، روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. شما بر مهمانی خداوند فرا خوانده شده اید و از جمله اهل کرامت قرار گرفته اید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است. پس با نیتی درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.

آنگاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌ داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شعری زیبا در وصف رمضان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید
که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا

نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش
پله از سلسله دیو دعا کرد مرا

فیض روح‌القدسم کرد رها از ظلمات
همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهى
لایق مکتب فخر النجبا کرد مرا

در شگفتم ز کرامات و خطاپوشى او
من خطا کردم و او مهر و وفا کرد مرا

دست از دامن این پیک مبارک نکشم
که به مهمانى آن دوست ندا کرد مرا

زین دعاهاست که با این همه بى‌برگى و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا

هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد
کم بود زین همه فیضى که عطا کرد مرا



التماس دعا
 



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٠ | ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم شاهسونی | نظرات ()


این آقام حتما برنده شده!



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٢ | ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مریم شاهسونی | نظرات ()

اول سلام به همگی پس از مدتی

بعدش یه خبر خوش.............

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اینجانب یاس پیشاپیش در تاریخ31/3/1390سالگرد تولد خودم را که فردادر تاریخ1/4/1390 است اعلام میدارم./

پس بنابراین تولد تولد تولدم تبریکهورا



تاريخ : ۱۳٩٠/۳/۳۱ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم شاهسونی | نظرات ()

زنان اهل اتیوپی

 


این زنان اهل اتیوپی مادرزادی لب بشقابی نیستند، بلکه مادران قبیله لب های دختران خود را از کودکی به این شکل در می آورند بدین ترتیب که در کودکی طی مراسمی سوراخی درلب پائین ایجاد می کنند و یک دکمه از عاج فیل را که در نظرشان بسیار گرانبهاست داخل سوراخ قرار می دهند و بتدریج که ایام سپری می شود و دختران رشد می کنند مادران هر شش ماه یکبار دگمه بزرگتری جانشین آنها می کنند و در هفده یا هجده سالگی که قطر دکمه ها به هشت سانتیمتر می رسد و تحمل وزن آن برای لب دخترها غیر مقدور است دگمه هایی که از جنس چوب بسیار سبکی است جانشین دگمه های عاج می سازند و به مرور زمان آن را نیز عوض می کنند و دکمه های چوبی بزرگتری را جایگزین می کنند.




به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups



به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups




جالبتر اینکه دختری که در این قبیله ، لب بشقابی نداشته باشد در نظر مردان و زنان
این قبیله دور از تمدن است .




به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups



به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups



به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups





تاريخ : ۱۳٩٠/٢/٢۱ | ۸:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم شاهسونی | نظرات ()

  • وبلاگ شخصی
  • مای بی بی فارسی
  • کارت شارژ همراه اول
  • جاوا اسكریپت